رشيد الدين فضل الله همدانى
6
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )
و نوبت خلافت به امير المؤمنين على عليه السّلام رسيد . چنان كه گروهى از قريش ، بر رسول صلّى اللّه عليه و سلّم حسد بردند ، همچنين بعضى از صحابه براى منصب خلافت بر او رشك بردند . به تخصيص معاوية بن ابى سفيان عليه ما يستحق كه به حقيقت دشمن آل محمّد بود ، و كاسر مبانى اسلام ، و بعضى صحابه را هم به مال مسلمانان بفريفت . و از مكر و مكيدت و تزوير و تمويه و حيلت و تلبيس ، و ريو و خديعت او ، كه به امام وقت بيرون آمد به بهانهء دروغ ، على با جمله اصحاب و ياران و اولاد و دوستداران او ، كه به راه خدا كشته شدند . از آنگاه باز مسلمانان دو فرقه شدند و ميان ايشان فتنه و فساد و هرج و مرج ظاهر شد ، فرقهاى از بهر دوستى مال و جاه دنياوى به بنى اميّه ميلان و اقرار كردند ؛ و طايفهاى براى عقبى از ايشان بيزار شدند و انكار نمودند . و به سبب اختلاف امّت ، كارها از قانون قويم شريعت ، منصرف و منحرف گشت ، و بعد از استقامت [ قامت ] اعوجاجى در مسلمانان پديد آمد ، و هريكى ميلى به كسى يا به جايى كردند ، و به هرگوشهاى فرصتى جستند و دعوى آغاز كردند و به اسمى موسوم شدند چون خوارج و روافض و قرامطه و غيرهم . طايفهاى به سبب حميّت و غيرت دين ، از بنى اميّه تعدّى و جور و ستم بر اهل بيت پيغمبر ، نپسنديدند ، و طاقت مقاومت بنى اميّه ظالم غاشم نداشتند ، خود را شيعه نام نهادند ، و هرجا كه محلّ قبول يافتند ، از خود دعوتى برساختند و به دو چيز تمسّك نمودند : اوّل : مخالفت و عداوت صحابهء راشدين رضوان اللّه عليهم اجمعين ، و در قصد خاندان رسول ايشان را بادى دانستند . دوم : خروج مهدى به دلالت حديث نبوى عليه الصّلوة و السّلام كه يظهر فى آخر الزّمان احد من اولادى اسمه اسمى و خلقه خلقى يملأ الارض عدلا كما ملئت جورا . و خلائق بسيار به اين رغبت نمودند و دعوت